محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

580

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ميان پارسيان و بنى اسرائيل و روم و عرب بود ياد كرديم بر سر سخن از ملوك پارسيان و سالهاى پادشاهيشان باز مىرويم كه سياق تاريخ را به كمال بريم . و چون از هنگام پادشاهى اسكندر به سرزمين بابل به قول نصارى و اهل كتب قديم پانصد و بيست و سه سال و به قول مجوس دويست و شصت و شش سال گذشت . اردشير شاه پسر بابك با پارسيان قيام كرد و نسب وى چنين بود : اردشير پسر بابك پسر ملك خير پسر ساسان كوچك پسر بابك پسر ساسان پسر بابك پسر مهومن پسر ساسان پسر بهمن شاه پسر اسفنديار پسر بشتاسب پسر كيوجى پسر كيمنش . و بقولى اردشير پسر بابك پسر ساسان پسر بابك پسر زرار پسر بهافريد پسر ساسان بزرگ پسر بهمن پسر اسفنديار پسر بشتاسب پسر لهراسب بود . اردشير مىخواست انتقام خون دارا پسر دارا پسر بهمن پسر اسفنديار را بگيرد كه با اسكندر به پيكار بود و حاجبانش او را بكشتند و پادشاهى را به اهلش باز برد و رسم و نياكان سلف خويش را كه پيش از او ملوك الطوائف بوده بودند پس آرد و شاهى از آن يك سالار و يك شاه شود . گويند كه اردشير در يكى از دهكده هاى اصطخر تولد يافت به نام طيروده كه از روستاى خير از ولايت اصطخر بود و جد ساسان مردى دلير و جنگاور بود و دليرى و جنگاورى او چنان بود كه يكتنه با هشتاد كس از دليران و پيكارجويان اصطخر بجنگيد و مغلوبشان كرد و زن وى از نژاد گروهى از شاهان فارس بود كه آنها را بازرنگيان مىگفتند و نامش را مبهشت بود و جمال و كمال داشت . ساسان سرپرست آتشكده اصطخر بود كه آن را آتشكده آناهيد مىگفتند و به شكار و